تبليغاتX
هر چی دلم بخواد

هر چی دلم بخواد

یه تکه بلوز از جنس حضور،یه یاس سپید به رنگ امید،باهر چه صفاست از سوی خداست ، کز جانب من تقدیم شماست

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 10:10  توسط آشنا  | 

میدونید تنها دردی که دارو نداره چیه؟... اینه که دلت برای کسی تنگ بشه ولی اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش میشی

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 9:58  توسط آشنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 14:45  توسط آشنا  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 14:36  توسط آشنا  | 

انسان به میزان بر خورداری هایی که در زندگی دارد انسان نیست
بلکه درست به خاطر نیازهایی که در خویش احساس میکند انسان است
هر کسی به میزانی انسان تر است که نیازهای کامل تر ومتعال تر و متکامل تر دارد
آدم های اندک نیاز های اندک دارند
آدم های بزرگ نیازهای بزرگ 
باید انسان بودن پاک بودن مسئول بودن و در اندیشه سرنوشت دیگران بودن 
وظیفه باشد
بالاتر از آن صفت آدمی باشد
باز هم بالاتر وجود آدمی باشد.
برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 14:14  توسط آشنا  | 

 

اگه دنیا فراموشگر خاطره هاست، تو فراموش نکن آنچه بین من وتوست

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 13:15  توسط آشنا  | 

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 13:5  توسط آشنا  | 

 

 بر سينه صبوري شب

ياد ماه خفته، بيدار مانده بود

و عشق افسانه مي‌سرود

از پاشه‌هاي نور

باغ ديوانه گشته بود

در عطشان ريشه‌هاي خويش

انگار شرابي پاك

مي‌دويد در تمامي رگ‌هاي تاك

مگر كه دريايي ببارد از آسمان نگاهت،

بر صداي سوخته عشق،

از شرحه‌هاي خاموش سينه فرياد

ورنه درد، پيله خواهد دريد

در حنجره سكوت

و شايد من نيز پس از مرگ زاده شوم

و عشق در تو ميلاد كند

آن‌گاه كه ابر نگاهت باريدن آغاز مي‌كند

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 12:31  توسط آشنا  | 

 

 

در خلوت من، نگاه سبزت جاریست. این قسمت بی تو بودنم اجباریست. افسوس نمیشود کنارت باشم. بی تو هر ثانیه و هر لحظه  من تکراریست

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 12:20  توسط آشنا  | 

دوستت دارم

 گل را دوست دارم <> تو را هم دوست دارم . گل را براي بوئيدن <> تو را براي بوسيدن . گل را براي يه لحظه <> تو را براي هميشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 شهریور1387ساعت 11:56  توسط آشنا  | 

اما عشق از نگاه افراد مختلف جامعه

عشق ا ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي

(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )

 

ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول

(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)

 

ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت

(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)

 

ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي

( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)

 

ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات

( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )

 

ـ عشق از ديد مادر بزرگ : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست

(جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاري)

 

ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري

(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)

  

ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيايي

( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )

 

ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم

( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )

 

ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"

( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )

 

ـ عشق از ديد دختر دم بخت : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...

(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )

 

ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...

( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )

 

ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك

( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 10:49  توسط آشنا  | 

- شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاريست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جايگاه توست
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 10:18  توسط آشنا  | 

هزار و یک بار عشق

یکم بار که عاشق شد، قلبش کبوتر بود و تن اش از گل سرخ. اما عشق، آن صیاد است که کبوتران را پر می دهد. و آن باغبان است که گل های سرخ را پرپر می کند. پس کبوترش را پراند و گل سرخ اش را پرپر کرد.

دوم بار که عاشق شد، قلبش آهو بود و تن اش از ترمه و ترنم. اما عشق، آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند، پس آهویش را درید و تن اش را به توفان خود تکه تکه کرد؛ که عشق توفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

*

سوم بار که عاشق شد، قلبش عقاب بود و تن اش از تنه سرو. اما عشق، آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند.
پس عقابش در آسمان گم شد و تن اش تابوتی روان بر رود عشق.

*

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزار بار.
هزار و یکم بار که عاشق شد، قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تن اش از سنگ و غیرت و استخوان.
و عشق آمد در هیئت سواری با سپری و سلاحی بر قلبش نشست و عنانش را کشید، آنچنانکه قلبش از جا کنده شد.
سوار گفت: از این پس زندگی، میدان است و حریف، خداوند. پس قلبت را بیاموز که: عشق کار نازکان نرم نیست / عشق کار پهلوان است، ای پسر*

آنگاه تازیانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت. و آن روز، روز نخست عاشقی بود.

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 12:17  توسط آشنا  | 

دست‌هايم غرق شده‌اند

در ژرفاي حسي

هزارتوي و بي‌قرار

پريان هميشه آرام بستر اقيانوس

مرا كه در تلاطم دريايي حادثم

بر دستهاي پريشان امواجي غريب

گهواره بسته‌اند

او را در بيداري چشمان من

مناجات خواب را از ياد برده‌اند

انگار تمام بهانه‌هاي عشق را

در چشمان تو نوشته‌اند

و سخت جاني من، سنگ بستري است

كه همه باران‌هاي نوراني تو را

در خود فرو مي‌مكد

شايد براي همين است كه تاريكم هنوز

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 10:26  توسط آشنا  | 

یاس های سفید خاطره را، پشت دیوار های دلم پنهان کردم، تا طوفان تزویر آن را نچیند ، از شب رسم مهتاب بودن را آموختم، در سکوت ، از یاد ها، ترانه سرودم ، میراث ما ، خوشه های خونین اقاقیا ست، تکرار یک رویش ، تولدی در آفرینش ، و باور اینکه عشق همیشه ناگهان می روید سکوت جایی در خلوت ما ندارد، ببین که کلمات چگونه در آغوش روح من آرمیده اند، به ستیغ بلند ترین قله ها بنگر و گام بردار ، گذشته دیگر مجالی برای عبور از ما نخواهد داشت ، پیمانت را به یاد آر

فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران.زلال که باشی، آسمان در توست


شاد باشید

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 9:15  توسط آشنا  | 

؟؟؟؟

نگه داشتن شخصي در قلبمون خيلي راحته ولي اين که تو قلب کسي خودتو نگه داري خيلي مشکله پس قدر قلبي که تو رو تو خودش نگه داشته بدون

+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 9:12  توسط آشنا  | 

زندگی

دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2. دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3. خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4. غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5. گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6. حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7. زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8. چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9. مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10. لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11. كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12. رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13. چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14. دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16. هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17. همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18. زندگي ساختني است نه گذراندني.

19. جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20. غرور انهدام است مغرور نباش.

21. اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22. امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23. ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24. بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25. كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26. در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 11:51  توسط آشنا  | 

عشقولانه

عشقت به دلم اگر بتابد چه كنم مهرت به سراي من بخوابد چه كنم يك دم به سوال من جوابي بده دوست روزي كه دلم تو را بخواهد چه كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 9:15  توسط آشنا  | 

هوس بازان كسي را كه زيباست دوست مي دارند ولي عاشقانه كسي را كه دوست مي دارند زيباست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 9:11  توسط آشنا  | 

تقدیم به عزیزترینم

به سلامتي رفيقي كه زرنگه

وجودش قشنگه

قلبش يه رنگه

عشقش پر رنگه

شرابش خوش رنگه

اخرش دل ما واسش  تنگه 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 شهریور1387ساعت 9:6  توسط آشنا  |